|
بعد از مدتها ...با یک شعر قدیمی در صدای بیصدای کوچه ها خالی شدم......... عاقبت اسباب یک برهان پوشالی شدم جز نگاه ساکت و سرد خیابانهای شهر..........از جفای این زمانه سرد و زنگاری شدم تا که دنیایم تباه و عمرم افتاد در نشیب.......من ازین دنیا به دنیای پریشانی شدم من شب یلدای بی ماه و ستاره دیده ام .......شب شدم تا آخرش زیبا و مهتابی شدم در کویر خشک و بی برگ و علف بودم ولی.....تا که دیدم من تورا یکباره دریایی شدم
آسمان بازم گریست من چتر خود را بسته ام.....آنقدرماندم همینجا تا که بارانی شدم دیگر از احساس قلبم با تو گفتن ...بگذریم ........من صدایت را شنیدم تا که رویایی شدم دیگر از من جرات پروانه بودن را مخواه .............سوختم تا اخرش افسون وشیدایی شدم
+
نوشته شده در هجدهم دی 1390ساعت توسط ندا رستمی
|
چقدر اینجا خاک گرفته .... اومدم که دوباره شروع کنم ... در یک سال و اندی گذشته درگیر دخترم بودم ...حالا گل خورشید من یکساله شده و مامانش کمی فقط کمی فرصت پیدا کرده دوباره به خلوتش برگرده.... دوستهای مهربون همیشگی ام ...از محبتتون ممنونم .... دوباره می نویسم ... راستی از وبلاگ دخترم آرشیدا دیدن کنید www.dokhtaramarshida.blogfa.com
+
نوشته شده در هفدهم مرداد 1390ساعت توسط ندا رستمی
|
و خداوند منتش را بر من تمام کرد ... ومرا به آرزوی کودکی ام رساند ......من مادر شدم ......
+
نوشته شده در شانزدهم فروردین 1389ساعت توسط ندا رستمی
|
گاهی که دلم از عادت ها میگیره
اونوقته که دوست دارم تازگی رو حتی در دوست داشتن و دوست داشته شدن تجربه کنم وفقط همین چند خط علامت خورده توی کتابه که همه چی رو از برایم تازه میکنه که بعد از خوندنشون به دوردستها خیره میشم و دوباره و صدباره به معنی اش فکر میکنم ...
"خداوند خدا پیش از آنکه انسان را بیافریند عشق را آفرید چرا که میدانست انسان بدون عشق درد روح را درک نخواهد کرد و بدون درد روح بخشی از خداوند خدا را در خویشتن خویش نخواهد داشت."
و یا این : "مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود ! مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه به عادت آب دادن گلهای باغچه تبدیل شود . عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست پیوسته نوکردن خواستنی است که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دیگرگون شدن. تازگی ذات عشق است و طراوت بافت عشق . چگونه میشود تازگی و طراوت را از عشق گرفت وعشق همچنان عشق بماند؟؟" "جام بلور تنها یکبار میشکند . میتوان شکسته اش را - تکه هایش را نگه داشت اما شکسته های جام - ان تکه های تیز برنده - دگر جام نیست !"
"یک عاشقانه ی آرام" نادر ابراهیمی روحش شاد و یادش گرامی
+
نوشته شده در نهم اردیبهشت 1388ساعت توسط ندا رستمی
|
غزل غزل ترانه هایم را به باد داده ام
-همو که بوی تورا برایم سوغات میاورد - می دانم شنیده ای وگرنه ... بیهوده عاشقانه نگریستنت نبود . هنوز و همیشه زندگی ام بوی تورا دارد عطر موهایت روی بالش تنهایی ام یا رد انگشتانت به آینه ی خیالم چه کنم که حتی وقتی که نیستی زندگی ام مالامال از حضور مهربان توست؟! پی نوشت اول: شعرگونه ی بالا فی البداهه و بدون اصلاح میباشد پی نوشت دوم : مثل همیشه تقدیم به همسرم وهمه کسانی که عاشقانه زندگی میکنند...
+
نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1387ساعت توسط ندا رستمی
|
|
درباره وبلاگ
در خوابهایم بیدار میشوم در رویاهایم به خواب میروم... منوی اصلی
پیوندها
دخترم آرشیدا کاردستیهای ندا خاتون شبستان قرني از باران يادداشت هاي يك دختر ترشيده عشق صداي فاصله هاست شاه آمفاكتوس سوم قصه هاي حياط پشتي گيلاس خانومي می بوسمت سیب وبلاگ همسران بيا بهار داستانهای سورا و عمه جونش عسل و شکر عاشقانه های همسرانه روي ميز آشپزخانه روژين و روزگارش نوشته هاي يك بانوي خوب مطبخ خاله خانم تزئینات حدیث جعبه های کادویی و تزئینات روبانی فضول خانومی زيبا كده دیرتش باد پر گل معرفي و فروش فيلمهاي زير نويس فارسي قره نی .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی پیوندهای روزانه
آرشیو
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
